السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

600

تفسير الميزان ( فارسي )

در جمع مال و اولاد و ياوران با يكديگر از خداى تعالى و از سعادت واقعى خود بىخبر مىمانند ، از تبعات و آثار سوء خسرانآور اين سرگرمى غفلت مىورزند . و ايشان را تهديد مىكند به اينكه به زودى نتيجه سرگرمىهاى بيهوده خود را مىدانند و مىبينند ، و به زودى از اين نعمتها كه در اختيارشان گذاشته شده بود تا شكرش را بجاى آورند بازخواست مىشوند ، كه چرا در شكرگزارى خدا خود را به نادانى زديد ، و به كارهاى بيهوده سرگرم كرديد ، و چرا نعمت خدا را با كفران مقابله نموديد . و اين سوره از نظر سياقى كه دارد هم با مكى بودن مىسازد ، و هم با مدنى بودن ، و به زودى روايات در سبب نزول آن در بحث روايتى خواهد آمد ان شاء اللَّه . * ( « أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ » ) * در مفردات مىگويد : كلمه « لهو » به معناى هر كار بيهوده و بىارزشى است كه آدمى را از كار مهم و پر ارزش باز بدارد ، وقتى مىگويند : « ألهاه كذا » معنايش اين است كه آن كار بيهوده وى را مشغول به خود كرد و از كارى مهمتر بازش داشت و در قرآن كريم آمده : * ( « أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ » ) * « 1 » . اما كلمه « تكاثر » و « مكاثرة » كه اولى مصدر باب تفاعل ، و دومى باب مفاعله است ، هر دو به معناى آن است كه جمعى در كثرت مال و اولاد و عزت با يكديگر مبارات و مفاخره كنند « 2 » . و در معناى « مقابر » گفته جمع مقبره است ، كه - به كسره ميم و فتحه آن - به معناى محل قبر است ، و در قرآن كريم آمده ، آنجا كه فرموده : * ( « حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقابِرَ » ) * و زيارت مقابر كنايه از مردن است « 3 » . و بنا به معنايى كه او كرده و بنا بر آنچه به كمك سياق فهميده مىشود معناى آيه اين است كه : تكاثر و مفاخرت شما در داشتن مال و زينت دنيا ، و مسابقه گذشتنتان در جمع عده و عده ، شما را از آنچه واجب بود بر شما بازداشت ، و آن عبارت بود از ذكر خدا ، در نتيجه عمرى را به غفلت گذرانديد ، تا مرگتان فرا رسيد . بعضى « 4 » آيه را چنين معنا كرده‌اند كه : مباهات كردن و افتخار نمودن به كثرت نفرات ،

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « لهو » . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « كثر » . ( 3 ) مفردات راغب ، ماده « قبر » . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 534 .